June 30, 2006

٭
فوتبال ورزش خوبی است. ما در فوتبال توپ را می‌گیریم و گل می‌زنیم.
[لحن انشای کلاس دوم دبستان رعایت شود.]


 
........................................................................................

June 28, 2006

٭
ایران ۷۰اُم بازی داره؟
پیرزنه می‌گفت.


 
........................................................................................

٭
قضیه‌ی چوپان دروغ‌گو هم خیلی بد بوده ها. فکرشو بکنین که فقط برای چندبار دروغ‌گفتن، مجبور شد تاوانِ به اون سنگینی رو بپردازه. باز جای شکرش باقیه که گرگ به خودش کاری نداشت. هر چی باشه گوسفند دوباره به دنیا میاد؛ چوپان اما نه.


 
........................................................................................

June 27, 2006

٭
فرهنگ به همین چیزای فرهنگی محدود نمی‌شه که! گروه‌های موسیقی و خواننده‌ها هم برای خودشون طبقه‌بندی فرهنگی دارن! چندتاش رو ببینین تا حساب کار بیاد دست‌تون:

Muse: ابَر فرهنگی
Placebo: فرهنگی جوادی
Anathema: فرهنگی در بطن فرهنگ
Radiohead: فرهنگی سوسولی
TOOL: بَسابسیار فرهنگی
Bjork: فرهنگی برهنگی
Archive: فرهنگی مجهول
***
[اینا چیه بابا... یه اندی بذار حال کنیم.]


 
........................................................................................

٭
در این روز گرم تابستانی مهمان خانه‌های سردتان هستیم.


 
........................................................................................

June 26, 2006

٭
- چرا ناراحت شدی آخه؟ شوخی کردم بابا!
- ببین چقدر خنگ شده‌م که شوخی به این بی‌مزگی رو هم نگرفتم :(


 
........................................................................................

June 25, 2006

٭
بازی "همه بگن آره" چیست؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
۱- دور یک میز می‌نشینیم.
۲- هر کس، به نوبت، یک جمله‌ی بدیهی می‌گوید.
۳- و همه می‌گویند آره.


 
........................................................................................

June 24, 2006

٭
ئه! انگار لوگوی اینجا عوض شده! حواسم نبود!


 
........................................................................................

٭
یه نکته‌ی کوچیک هم راجع به زندگی اجتماعی بگم.
اگه بخواین از دست‌فروش چیزی بخرین، باید این‌طوری عمل کنین:
۲-۳ دقیقه با حسرت به وسایل‌ش نگاه کنین، بعد با نوعی ساده‌لوحی بپرسین: "جناب/داداش، اینا چند قیمته؟"
مبادا یه وقت بگین "اینا چنده؟" یا چند هزار تومنه و اینا ها! چنان همون‌جا چاقویی‌تون می‌کنه که فلان.


 
........................................................................................

June 23, 2006

٭
دوست واقعی، هنگام سقوط آسانسور شناخته می‌شود.


 
........................................................................................

June 22, 2006

٭
باز هم مرغ سحر، بر سر منبر گل
دم‌به‌دم می‌خواند، شعر جان‌پرور گل
باز از مسجد شهر، صوت قرآن آيد
با نسيم سحری، عطر ايمان آيد
كودكان خوش‌سخن، شب فراری شده باز
ديده را باز كنيد، شده هنگام نماز
باز خورشيد قشنگ، آمد از راه دراز
باز در دشت و دمن، چشم نرگس شده باز
خيز از بستر خواب، كودك زيبا رو
وقت بيداری شد، خيز و تكبير بگو
***
عصرهای جمعه‌ی صد سال پیش، خودمون خیلی کم غم و غصه داشتیم، اینم می‌شد قوز بالا قوز.
با اون کلیپ طوسی‌ش... اه اه اه.


 
........................................................................................

٭
عجبا! یادم رفت شعار امسال رو بگم. اما عیب نداره. "ایرونیا" یه ضرب‌المثل عالی دارن که می‌گه ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه‌ست. [راستش رو بخواین من به خاطر همین ضرب‌المثل‌هاست که توی این مملکت مونده‌م.]

"داریم تو لجن زندگی می‌کنیم."
خنک آن کس که زندگی‌ش رو بر این شعار بنا کرد.


 
........................................................................................

June 21, 2006

٭
اتفاقاً بزرگ هم که شد به جاهای خوبی رسید. با تلاش زیاد، تونست "دیپلم ادبی"ش رو بگیره و الآن هم کار آزاد می‌کنه.


 
........................................................................................

٭
ده‌سال پیش، آقا نشسته جلوی تلویزیون، داره میکرو بازی می‌کنه. میکرو هم که یادتونه چه مصیبتی بود؟ سِیو نداشت. بازی هم یه جوری بوده که یا نمی‌شده متوقف‌ش کرد، یا این آقا دروغ گفته، یعنی می‌شده و اون بلد نبوده. حالا فرقی هم نمی‌کنه. چون اصل موضوع چیز دیگه‌ایه. دانه‌ی معنی بگیرد مرد عقل (احترام به مخاطب).
خب شما جای اون بودین چی‌کار می‌کردین؟ وقتی می‌بینین دشّوری‌تون گرفته و بازی هم به جاهای حسّاس‌ش رسیده و نه راه پس دارین، نه راه پیش؛ همون‌جا جلوی تلویزیون دشّوری نمی‌کردین؟
البته توضیح بیشتر راجع به این جریان، ترک ادب‌ست و اگر هم نگم، حمل بر عجز راوی می‌شه. خب بشه...
فقط بسنده می‌کنم به اینکه خانواده‌ی این آقا، ساعت ۹شب که می‌شه؛ ایشون رو برمی‌دارن و می‌ذارن دم در.


 
........................................................................................

June 20, 2006

٭
امام‌زمان که بیادا... نونِ همه‌ی حقوق‌دان‌ها آجر می‌شه آقا... بدبخت می‌شیم آقا... این وسط اونایی که باباشون شعبده‌بازه، آی سود می‌کنن!
[یوهاهاها!]


 
........................................................................................

June 18, 2006

........................................................................................

June 13, 2006

٭
یه آرایه‌ای هست که يه کم از سطح سواد من و شما بالاتره. برای همین اول توضیح‌ش می‌دم و بعداً می‌ریم سراغ سؤال.
***
بعضی از اشعار٬ "ذوبحرين" اَن. يعنی دو تا وزن دارن قربون‌شون برم. مثلاً:
"خواجه در ابریشم و ما در گلیم
عاقبت ای دل همه ما در گل ایم"
وزن‌هاش هم اينان:
1- مفتعلن مفتعلن مفتعل
2- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
و بستگی داره که چجوری بخونیم‌ش!
1- خا/جه/دَ/رَب/ریـ/شَ/مُ/ما/در/گِ/لیم
2- خا/جه/دَر/اَب/ریـ/شَ/مُ/ما/در/گِ/لیم
[دو تاش که یکی شد که!]
به هر حال! شاعر یه الف می‌ذاره اونجا که هم می‌تونین بچسبونین‌ش به صامت قبلی، هم چی!
***
حالا بگین توی مصراع زیر چه آرایه ای نهفته.
"یه ماچ داد و دمش گرم"
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
می‌دونم که باز هم نمی‌تونین بگین. برای همین خودم هر دو تا وزن‌ش رو می‌گم.
1- مفتعلن مفتعل
2- مفاعلن فعلاتن
خود خواننده، مصوت "آ" رو توی "ماچ" و "داد" کوتاه می‌کنه. طوری که به جاش می‌تونین بگین: "یه چک زد و دمش گرم". و وزن‌ش هم قاعدتاً همون شماره‌ی "1" می‌شه.
اما اگه درست بخونیم، می‌شه دومی.
***
می‌بینیم که پیداکردن این آرایه، همچین کم آسون نبوده!!! پس می‌فهمیم که چرا این مدت نبودم.


 
........................................................................................