March 31, 2007

٭
خیلی‌ها ای‌میل زده بودن و آهنگ اول سریال ترش و شیرین رو می‌خواستن. برای این دوستانمون این آهنگ رو آپلود کردم و می‌تونن از اینجا داونلودش کنن.
خواننده‌ها: محسن نامجو، رضا عطاران

امیدوارم حالشو ببرید. خدایی نظر نذاری نامردیه. تو پست‌های بعدی هم هک یاهو رو آموزش می‌دم که بیشتر از صد نفر خواسته بودنش.


 
........................................................................................

٭
تراژدی انتخاب طبیعی در آموزش و پرورش:
کسانی که در عکس‌ها برای دوستانشان شاخ می‌گذارند، سال بعد قبول نمی‌شوند.


 
........................................................................................

March 29, 2007

٭
توهم:
آخر پله‌برقی، می‌روم لای آن شیار و صاف می‌شوم...


 
........................................................................................

March 28, 2007

٭
دوستانی که خیلی تمایل دارن صداشون بپیچه، می‌تونن بفرماین کله‌شون رو بکنن تو ماشین لباس‌شویی. اون‌وقت دیگه نیازی به این مسخره‌بازی‌های توی تونل هم نیست.

Labels:



 
........................................................................................

March 27, 2007

٭
شما هم مثل من از اینکه معلم یکی رو اخراج کنه لذت می‌بردین؟ منظورم دقیقاً اون چند دقیقه‌ایه که دانش‌آموز هی التماس می‌کنه و معلم ول‌کن نیست.


 
........................................................................................

March 26, 2007

٭
- آقا اجازه آقا؟ می‌شه بریم دشویی آقا؟
- پس زنگ تفریح چی‌کار می‌کردی؟

- آقا جا گذاشتیم آقا.
- یهو خودت رو هم جا می‌ذاشتی دیگه.

- آقا به قرآن اینا به‌مون گفتن فلان‌کار رو بکنیم آقا.
- اون بگه خودت رو بنداز تو چاه... تو باید بندازی؟


 
........................................................................................

March 25, 2007

٭
هیچ منظره‌ای غم‌انگیزتر از پارک بازی متروک نیست؛ با تاب و سرسره‌های زنگ‌زده.


 
........................................................................................

March 24, 2007

٭
یک هجا؟
این همه بار معنایی؟
باید دست مخترع کلمه‌ی ان رو بوسید.


 
........................................................................................

March 23, 2007

٭
خالی‌کردن دروازه: در مسابقه‌ی فوتبال، وقتی که حرکتی ناجوانمردانه از تیم مقابل سر بزند، کاپیتان تیم مظلومْ از دروازه‌بانش می‌خواهد که دروازه را ترک کند. این کار که معمولاً مساوی است با به‌هم‌خوردن بازی، خالی‌کردن دروازه نام دارد.

[این نوشتار ناقص است. به گسترش آن کمک کنید.]


 
........................................................................................

March 22, 2007

٭
ببین من غیر از تو به هیچ‌کس محل سگ نمی‌ذارم. یعنی خلاصه همه‌جوره آره.


 
........................................................................................

March 21, 2007

٭
- کمیل کمیل یاسر؟ کمیل کمیل یاسر؟
- مقداد به گوشم.


 
........................................................................................

March 20, 2007

٭
ایدئولوژی بعضی‌ها در آرایش‌کردن، همان ایدئولوژی نقاشی‌های مهدکودک است:
جای سفید در صفحه باقی نگذارید.


 
........................................................................................

March 19, 2007

٭
قانون بی‌رحم مسابقه‌ی دو: کسی که زودتر برسد، لزوماً برنده نیست. کسی برنده است که زودتر از بقیه بگوید "اول".


 
........................................................................................

March 18, 2007

٭
- بله آقا اینم فیلمشون بوده... اصلاً تو مملکتی که ۸۵٪ اقتصاد دولتیه، مفسد اقتصادی معنی نداره که عزیز من.
- بله آقا... دم عیدی خواستن یه بامبول دیگه در بیارن که شما نفهمی تو اصل مملکت چه اتفاقایی داره می‌افته.


 
........................................................................................

March 17, 2007

٭
وبلاگستان: جایی پر از خیال‌پردازی‌های جنسی.


 
........................................................................................

March 16, 2007

٭
یادم رفت موقع چهارشنبه‌سوری، بنویسم "بهارک بهارک آتیش‌سوزیت مبارک".


 
........................................................................................

March 15, 2007

٭
داشتم فکر می‌کردم که اگه معلم‌ها به‌جای مثبت و منفی و نمره، از سیستم فحش‌گذاشتن استفاده می‌کردن، الآن وضع آموزش و پرورش کشور صدها برابر بهتر بود.


 
........................................................................................

٭
فحش‌گذاشتن: نوعی پیمان مبتنی بر خشونت. در این تعهد شفاهی، طرفینْ سزای عمل فردی را که ناجوانمردی کند، فحشْ تعیین می‌کنند. به این صورت که لات‌ترین فرد جمع، در مورد انجام یا عدم انجام کاری فحشی را تعیین می‌کند، و انجام‌دهنده/ندهنده‌ی آن کار، سزاوار آن فحش می‌شود.

[این نوشتار ناقص است، به گسترش آن کمک کنید.]


 
........................................................................................

March 13, 2007

٭
شاگرد تنبل کلاس می‌گریست:
برای ازدواج شرط معدل گذاشته بودند.


 
........................................................................................

March 12, 2007

٭
با امضای این قرارداد، تعهد می‌کنم که هر کس وارد وبلاگم شد، قهقهه بزند و حال کند.
نویسنده‌ی وبلاگ قصه‌های عامه‌پسند

من با شما همچین قراردادی امضا نکردم. درسته؟

Labels:



 
........................................................................................

March 11, 2007

٭
محمدرضا گلزار در دادگاه جرایم جنسی

محمدرضا گلزار، به‌زودی بازیش را در دادگاه جرایم جنسی، فیلم جدید فلانی، شروع خواهد کرد.

زرشک.


 
........................................................................................

March 10, 2007

٭
i- are you in need of being [talked]?i

- آیا تو به حضرت مسیح اعتقاد داری؟

[ترجمه و تلخیص از ایشون]

Labels:



 
........................................................................................

March 09, 2007

٭
اگر مخترع بودم [۳]

اگر مخترع بودم، دستگاهی می‌ساختم که بتوانیم آن را به هر درختی وصل کنیم و از آن درخت، میوه‌ی دلخواهمان را بگیریم.
طرز کار: این دستگاه دو سیم دارد که به دو طرف درخت وصل می‌شود. قسمت بعدی این دستگاه، چند دکمه است که اسم میوه‌ها با حروف تایپی روی آن حک شده است. بعد از وصل کردن سیم‌ها به درخت، دکمه‌ی میوه‌ی مورد نظر را فشار می‌دهیم و بعد از چند دقیقه، میوه خودبه‌خود از درخت رشد می‌کند.

کیوان ساجدی، کلاس سوم دبستان صالحین

+ اگر مخترع بودم [۱]
+ اگر مخترع بودم [۲]


 
........................................................................................

March 08, 2007

٭
درسته که به روی خودم نمیارم، اما جداً ناراحت می‌شم کامنت نمی‌ذارینا.


 
........................................................................................

٭
تبریک می‌گم خانوم فلانی. آرمین شما، نسبت به معلولیت‌های خودش واقعاً خوب پیشرفت کرده.

Labels:



 
........................................................................................

March 07, 2007

٭
بعضی‌ها از فلسفه‌ی هایدگر، فقط هَیْدگرش را بلدند.


 
........................................................................................

March 06, 2007

٭
به قول رئیس، نانسی سیناترا سوز صدا داره.
[سوز صدا عموماً برای خواننده‌های ترک تعریف می‌شود.]


 
........................................................................................

March 04, 2007

٭
- چرا همه این‌جورین؟
- کاملاً موافق‌ام.
- نه جدی با چی موافقی؟


 
........................................................................................

March 03, 2007

٭
مردی گفتن،
زنی گفتن،
بندی و بساطی گفتن...


 
........................................................................................

March 02, 2007

٭
- یه چیز باحال بگم؟ یه چیز باحال.
[قهقهه‌ی حضار]

Labels:



 
........................................................................................

March 01, 2007

٭
نفرت فلسفی و روشنفکرانه‌ای رو نسبت به دنیا حس می‌کنم.


 
........................................................................................