August 31, 2007

٭
این سردار دلیر، در مانور ذوالفقار ۲، به اسارت دشمن فرضی درآمد.

در مورد این پست دچار این بیماری شدم.


 
........................................................................................

August 30, 2007

٭
فکر می‌کنم غیر از آب و زمین‌های زلزله‌خیز، چیزهای دیگه‌ای هم ناعادلانه توزیع شده‌ان. مثل داستان‌ها و فیلم‌های خوب.

Labels:



 
........................................................................................

August 29, 2007

٭
سه‌ی عمودی قسمت دوم، گفته زن نیست... دو حرفیه؛ حرف دومش هم نون.

Labels:



 
........................................................................................

August 28, 2007

٭
- می‌گه باده‌ی خاص خورده‌ای، نقل خلاص‌خورده‌ای؛ بوی شراب می‌زند، خربزه در دهان مکن. قشنگه.
- تو اصن می‌دونی خربزه‌دردهان‌مکن‌کردن ینی چی؟ پس حرف نزن.


 
........................................................................................

August 27, 2007

٭
ژانر: کسانی که معتقدن اسلام برای هزار و چهارصد سال پیشه؛ و بنابراین ما باید به زرتشتی رو بیاریم.


 
........................................................................................

August 26, 2007

٭
مرد خوبیه... خیلی کمکمون کرد... خدا ایشالّا روزیش رو یه جا دیگه حواله کنه...


 
........................................................................................

August 25, 2007

٭
اگه جایی رفتی سخنرانی، همیشه حرف‌هایی آماده داشته باش که زبون مخاطب از تعجب مو در بیاره... خیلی حواست رو جمع کن...


 
........................................................................................

August 24, 2007

........................................................................................

August 23, 2007

٭
زندگی غربی، سؤال منشأ و فلسفه‌ی وجود رو به این پرسش تقلیل داده که "پدر واقعی من کیه؟".


 
........................................................................................

August 21, 2007

٭
باخمامنه ایچ بنی.
هر کی گفت این چیه...


 
........................................................................................

August 20, 2007

٭
خاصیت/خواص: ماده‌ای که در بعضی خوراکی‌ها [خصوصاً انواع سبزی] وجود دارد و جلوی بسیاری از بیماری‌ها را می‌گیرد.


 
........................................................................................

August 19, 2007

٭
راستی یادم رفت جواب معمای منصور رو بدم:
ترانه‌ی عشق آتشی که به "وای که از امروز" معروفه.


 
........................................................................................

٭
خب چون حال ندارم برم این‌ور اون‌ور کامنت بذارم و توضیح بدم، همین‌جا یه چیزی می‌نویسم. الف.میم و سپینود تقریباً اعتراض کرده‌ان و گفته‌ان که من دارم مزخرف می‌گم و اَمرداد چون به معنای نامیراییه، با برداشتن اون الف اولش، به نیستی تغییر معنا می‌ده.

سپینود این لینک رو فرستاده. توی قسمتی از اون نوشته:
"از زمانی که تقویم خورشیدی برای گاه‌شماری ایرانیان برگزیده شد، نام این ماه در تقویم ایران اَمُرداد نامیده شد؛ ولی سال‌ها بعد و به دلیل نامعلوم و نادرستی در گویش مردم تغییر کرده و به مُرداد تبدیل شد؛ یعنی زنده‌بودن و تلاش‌کردن و پیوستن به جاودانگی در تقویم جای خود را به مرگ و مُردن و نابودی داد."

و الف.میم هم به نقل از سال‌نمای راستی نوشته:
"واژه‌ی اوستایی اَمرداد است که به معنای بی‌مرگی است و اگر الف آن را که پیشوند نفی است از قلم بیندازیم، معنی آن عوض شده و فرشته‌ی بی‌مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر ماهیت پیدا می‌کند."

۱- توی زبان پهلوی پیشوند الف، معنای نفی می‌داده به کلمه. هنوز هم کلمه‌هایی هستن که نشانه‌ای از اون الف رو دارن. مثلاً با اضافه‌کردن الف نفی به اولِ آب، اَآب درست می‌شه. اما چون تلفظ این کلمه سخته، یه نون میاد اون وسط و می‌شه اَناب. حالا طی تغییرهایی که من هم نمی‌دونم چی بوده، اَناب تبدیل شده به ناب. یعنی چیزی که آب قاطیش نیست و ناخالصی نداره؛ و معمولاً هم برای شراب به کار می‌رفته.

۲- نمونه‌ی دیگه‌ی این حالت رو توی انوشیروان می‌بینیم. هوش به معنی مرگ بوده. روان هم که یعنی جان. از چسبیدن الف و هوش و روان، اَهوشروان تشکیل می‌شه که باز هم برای راحتی تلفظ، یه نون جای هـ رو می‌گیره و می‌شه انوشروان. توی خیلی از متون نظم و نثر ما، الف اول این کلمه رو برداشته‌ان و گفتن نوشروان یا نوشیروان.

۳- نمی‌فهمم نویسنده‌های اون دو مطلب، چجوری گفتن با برداشتن الف، "فرشته‌ی بی‌مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر ماهیت" و "زنده‌بودن و تلاش‌کردن و پیوستن به جاودانگی در تقویم جای خود را به مرگ و مردن و نابودی" داده. عین این می‌مونه که بگیم دست‌های پشت پرده‌ای، الفِ اول ناب رو برداشته‌ان تا فرشته‌ی خلوص، جای خودش رو به شیطانِ خورده‌شیشه بده؛ یا ادیبان کوته‌فکر، اون الف رو در اول انوشیروان حذف کرده‌ان تا با تغییر نام این شخصیت والا، اون رو از همیشه‌زنده، به مُرده تبدیل کنن. واقعیت اینه که پیشوند الف، یه پیشوند مرده‌ست و ما دیگه باهاش کلمه نمی‌سازیم. وقتی یه معنا به روح کلمه‌ای وضع شد، با افتادن یک الف، ازش برداشته نمی‌شه. چون همون‌طور که گفتم، به روح کلمه تعلق پیدا کرده و نه جسم اون. کدوم شما به جای ناب از اناب استفاده می‌کنین؟

۴- تغییرهایی که توی زبان صورت می‌گیره دست ما نیست. پیداکردن دلیل‌های این تحول‌ها هم کار ساده‌ای نیست. اما بی‌معنیه که مثل نویسنده‌ی متن اول بگیم "دلیل نامعلوم و نادرست". وقتی که همه دارن می‌گن مُرداد، یعنی این درسته. درست اون چیزیه که همه ازش استفاده می‌کنن. حالا اگه عده‌ای می‌خوان اَمُرداد رو جایگزین مُرداد کنن، من حرفی ندارم. هر موقع همه گفتن اَمُرداد، اون موقع اَمُرداد درسته و من هم ازش استفاده خواهم کرد. اما در شرایط فعلی، استفاده از اَمُرداد به نظر من مضحکه. تلاش برای اینکه بخوایم جوری غیر از همه حرف بزنیم، دانش ما رو نمی‌رسونه؛ بلکه تلاش‌برای‌متفاوت‌جلوه‌کردنمون رو نشون می‌ده که از نظر من خوب نیست. حالا هر کی فکر می‌کنه خوبه، بگه اَمُرداد.

Labels:



 
........................................................................................

August 18, 2007

٭
واقعاً فکر می‌کنن اگه به جای مرداد بگن امرداد، ایرونی‌تر می‌شه؟
بی‌شرف‌ها.


 
........................................................................................

August 17, 2007

٭
- شما برنده‌ی هشت‌هزارتومان وجه نقد شدید. امیدواریم که مبارکتون باشه.
- گند زدم به برنامه‌ی خوبتون.


 
........................................................................................

August 16, 2007

٭
اندیشه‌های خیامی منصور، در کدام آهنگش به اوج می‌رسد؟


 
........................................................................................

August 15, 2007

٭
با فرض اینکه هر فیلم روی تعداد محدودی دی‌وی‌دی جا می‌شه، حتی اگه زمان رو هم نامحدود بگیریم، باز هم تعداد فیلم‌های جهان محدود خواهد بود. [از نظر دیجیتال]


 
........................................................................................

August 13, 2007

٭
- یه نسکافه لطفاً... طبق معمول بدون شیر.
- شما قبلاً هم اینجا اومده بودین؟


 
........................................................................................

August 12, 2007

٭
اینایی که می‌نویسن "به یک منشی خانم با درآمد بالا نیازمندیم"، تا حالا به این فکر نکردن که اگه طرف درآمدش بالا باشه خب نمیاد اونجا استخدام بشه؟ بعید می‌دونم.

Labels:



 
........................................................................................

August 11, 2007

٭
یک "خب که چی" باید به آخر همه‌ی سیرک‌ها اضافه کرد.


 
........................................................................................

August 10, 2007

٭
تیم فوتسال ارم‌کیشِ قم، با پشتِ‌سرگذاشتن حریفان، به دور بعد صعود کرد.


 
........................................................................................

٭
امروز یاد اون روزهایی افتادم که سه‌تایی می‌رفتیم دربند، یه کولوچه می‌خریدیم... نصفش رو من می‌خوردم، نصفش رو تو و نصفش رو اون...
بی‌هوا بغض کردم. یادش به خیر...


 
........................................................................................

August 08, 2007

٭
آقا امروز از یه سایت معروف که مدت‌ها پیش عضوش شده بودم، ای‌میل زدن که دلمون برات تنگ شده و دوماهه که سر نزدی و اینا. [و جالب اینکه کاملاً هم دقیق یادشون بود.]
خیلی با معرفتشون حال کردم خلاصه.


 
........................................................................................

٭
البته همه‌مون می‌دونیم که در زیبایی دختران بندری، بیش از اندازه اغراق شده.


 
........................................................................................

August 06, 2007

٭
در ادامه‌ی سفرهای استانی، ظهر امروز رئیس‌جمهور تهران را به مقصد الجزیره ترک کرد.


 
........................................................................................

August 05, 2007

٭
امروز دهنم باز موند. طرف اومد توی مغازه و یه شورت خرید ۱۷هزار تومن. خیلی هم راضی و خوشحال بود. قشنگ داشتم توی صورتش می‌دیدم که موقع خریدن اون شورت، داره از زنده‌بودنش لذت می‌بره.
مطمئن‌ام فروشنده هم خیلی تعجب کرده بود. آره. چون آخرش ۵۰۰تومن به‌ش تخفیف داد.


 
........................................................................................

٭
بکام.
بکام.
بکام.
خودش.
بکام.
بکام.
و توپی که منجر به گل می‌شه.
...

Labels:



 
........................................................................................

August 04, 2007

٭
آدم‌های فارسی‌زبانی که موقع خوندن جمله‌های عربی زور می‌زنن حروف رو از مخرج ادا کنن.

Labels:



 
........................................................................................

August 03, 2007

٭
یه روز پرانرژیِ پرانرژی رو شروع کردم. صبح خانوم رفت با یه سنگک داغ اومد خونه و یه صبحانه‌ی مفصل خوردیم و بعدش هم ورزش کردم و الآن هم دارم می‌رم سر کار و از ماشین تماس می‌گیرم.

من فقط بفهمم کدوم کثافتایی زنگ می‌زنن به اینا...


 
........................................................................................

August 01, 2007

٭
همه‌ی داوطلب‌ها بعد از اعلام نتایج کنکور دچار این توهم می‌شن که یک‌دهم مقدار واقعی درس می‌خونده‌ان؛ و این رتبه‌های درخشان رو گرفتن.


 
........................................................................................