December 29, 2008

٭
[اگر مخترع بودم ۴]

اگر مخترع بودم دستگاهی می‌ساختم که انسان را بشورد. ایده‌ی این دستگاه وقتی به ذهنم رسید که در دستشویی نشسته بودم و خود را می‌شستم.
طرز کار: این دستگاه در دستشویی نصب می‌شود و دو سیم دارد که به دو طرف انسان وصل می‌شود و او را می‌شورد.

مهراد لزومی، کلاس سوم دبستان صادقین

+ اگر مخترع بودم ۱
+ اگر مخترع بودم ۲
+ اگر مخترع بودم ۳


 
........................................................................................

December 27, 2008

........................................................................................

December 26, 2008

٭
اولین‌باری که استاد از کلاس بیرون رفت، عمیقاً از این موضوع که هیچ‌کدام از دانشجوها روی میز نکوبیدند تعجب کردم.


 
........................................................................................

December 21, 2008

٭
اما در مورد بحث علامت تعجب. یه مدت مد شد که علامت تعجب مساوی‌ست با خر‌فرض‌کردن خواننده و خزعبلاتی از این دست. اما افراط توی این موضوع به حدی رسید که علامت تعجب عملاً حذف شد از بعضی متن‌ها. خب واقعاً علامت تعجب چیز رو اعصابیه؛ اما بدتر از اون، وقتیه که طرف به‌زور داره از علامت تعجب دوری می‌کنه. این می‌تونه نشانه‌ی غرور و همین‌طور تظاهر به باکلاسی نویسنده‌ی متن باشه. جدی.
نتیجه‌ی نهایی: نبودن علامت تعجب به صورت افراطی، نشانه‌ی غرور و تظاهر به باکلاسی نویسنده است.


 
........................................................................................

December 19, 2008

٭
من ادعایی ندارم، ولی تعبیر اون خواب فرعون که هفت‌تا گاو لاغر میان هفت‌تا گاو چاق رو می‌خورن خیلی چیز تابلویی بود.


 
........................................................................................

December 18, 2008

٭
استفاده‌ی زیاد از «...» توی متن، نشون‌دهنده‌ی اعتمادبه‌نفس کم نویسنده‌ست.


 
........................................................................................

December 17, 2008

٭
فکر می‌کردم تنفری که نسبت به بچه‌های دوم‌دبستانی داشتم از بین رفته. ولی امروز متوجه شدم که هنوز هم خنده‌ی یک دوم‌دبستانی که دوتا از دندون‌های جلوش افتاده، برای من یکی از مهوع‌ترین صحنه‌هاست.


 
........................................................................................

٭
خدا کنه امروز تلویزیون سرشار از جنگ شادی باشه.


 
........................................................................................

December 12, 2008

٭
چو عضوی به دست آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار


 
........................................................................................

December 09, 2008

٭

اول این مطلب رو بخونین. مطلب کلی‌ایه و به نظر من کفایت می‌کنه. اما بر اساس تصمیم جمعیِ دوستان، قرار شده کمی محدودترش کنیم. به نظرم آرش زرتشت به‌هیچ‌عنوان چهارپای تکامل‌یافته‌ای نیست و حتی نتونسته با قدری خلاقیت خودش رو از دایره‌ی اون مطلب بیرون بکشه. تا همین‌جاش هم زیادی در موردش صحبت شده و ارزش نداره بیشتر بنویسم.

+ ۱، ۲، ۳



 
........................................................................................

December 08, 2008

٭
کوچه‌ها باریکند و...


 
........................................................................................

December 06, 2008

........................................................................................

December 04, 2008

٭
به زمین مسابقه‌ی «فوتبالیست‌ها» شناختم من
به خدا قسم
گرد‌بودن زمین را


 
........................................................................................

December 02, 2008

٭
بر شماست پرهیز از توطئه‌ی اخیر که مدتی است تحت عنوان «بلاگ‌چرخان گوگلی» بر سر زبان‌ها افتاده. اگه قضیه رو براتون باز کنم حتماً تعجب می‌کنید. واقعیت اینه که اول‌بودن من در لیست‌ها برای یه عده خیلی سنگین تموم شده بود. برای همین دست‌به‌کار شدن و خلاصه یه عملی و...


 
........................................................................................