July 19, 2008

٭
چندروزی اینجا را روباتی هوشمند به‌روز خواهد کرد و بر شماست اطاعت از او؛ همان‌گونه که اطاعت از من.
در این مدت پینگ‌کردن اینجا واجب کفایی است.


 
........................................................................................

July 17, 2008

٭
من فقط ریشه‌ی این کلمه‌ی نعلبکی رو پیدا کنم... می‌خشکونمش.
شاید باور نکنید... ولی از اول دبستان فهمیده بودم که یه جای این کلمه می‌لنگه.


 
........................................................................................

July 15, 2008

٭
البته اگر هم اصرار می‌کردید آدرسش رو نمی‌دادم.

Labels:



 
........................................................................................

July 14, 2008

٭
در همین لحظه یک وبلاگ خارق‌العاده – یعنی رسماً خارق‌العاده – کشف کردم و به علت توانایی زیاد اینجا در تخریب و خزکردن وبلاگ‌ها، از معرفیش خودداری می‌کنم و شما رو به خدای منان می‌سپارم.


 
........................................................................................

July 13, 2008

٭
لذت یک غیبتْ به اندازه‌ی هفتادبار زنا است.


 
........................................................................................

July 10, 2008

٭
خانواده اساساً یک نظام خورشتی است.
[یک نظر رادیکال]


 
........................................................................................

July 09, 2008

٭
تنها خوابی که زیاد می‌بینم:
دبستانی‌ام و در راه رفتن به مدرسه. یکی از امتحان‌های آخر سال است و من هیچ‌چیز نخوانده‌ام. حتی خودکار و مداد هم همراهم نیست. احساس می‌کنم کاملاً بی‌پناه و درمانده‌ام. همین‌موقع در خواب با خودم فکر می‌کنم که چرا تصویری که می‌بینم شفافیت زیادی ندارد و بعد هم متوجه می‌شوم موقعیتی که در آن قرار دارم اصلاً منطقی نیست. آن‌وقت از خواب می‌پرم.

با تشکر از امیرمهدی عزیز


 
........................................................................................

July 08, 2008

٭
همیشه با پتک به سراغ تصاویر و اندیشه‌های قدیمیتون برید:
چطوری امکان داشت جادوگرها ساعت‌ها روی عصا بشینن و آخ نگن؟


 
........................................................................................

July 06, 2008

٭
یه نکته هست که شاید به درد زبان‌شناس‌ها بخوره:
بعضی‌ها به جای کلمه‌هایی مثل «چرت‌و‌پرت» و «درب‌و‌داغون» می‌گن «چرتِ‌پرت» و «دربِ‌داغون».
اگر هم کمکی می‌کنه، باید بگم که آدم‌های خیلی انی هستن.


 
........................................................................................

July 02, 2008

٭
ساناز جان مامان؟ ساعت بالغ بر هشته... نمی‌خوای حاضر شی عزیزم؟...


 
........................................................................................

June 30, 2008

٭
انصافاً اگه ال‌جی دعوت نکرده بود عمراً بازی رو نمی‌دیدم.


 
........................................................................................

June 27, 2008

٭
دختران ایرانی؛
با خود بیندیشید که آیا به پیغام بلک‌کتس عمل کرده‌اید؟


 
........................................................................................

June 25, 2008

٭
طی این حادثه، بیست نفر کشته شدند و دهان یازده نفر دیگر سرویس شد.


 
........................................................................................