February 10, 2006

٭
نمی‌دانم چرا دیشب، یاد پیرزنی افتادم که پنجاه‌سال پیش، تنها در خانه‌اش مرد. پیرزنی که نمی‌دانم وجود خارجی داشته است یا نه.
و نمی‌دانم چرا آنقدر برایش گریه کردم.
***
و بعدش ساعت‌ها به این فکر کردم که واقعاً این کارها به من می‌آید یا نه.


 
........................................................................................