٭
بهنظر من بهجای اینکه بشینیم جوک بسازیم، بهتره از همینچیزایی که دوروبرمونه استفادهی بهینه کنیم. مثلاً همین کتابهای دبستان. ببینید:
۱- یهبار یه پسره رفته بوده نونوایی، بعد تیزبازی در میاره و حق چند نفر رو میخوره. بعد میره خونهشون و واسهی مامانش تعریف میکنه این رو. مامانش هم میگه که تیزبازی به خوردن حق مظلوم نیست. [خندهی دستهجمعی]
۲- یهبار یه زنه بوده اسمش هم کوکب بوده. بعد همینجوری اینا نشسته بودن توی خونهشون که یهویی چندتا مهمون میریزن تو. کوکب خانوم هم نامردی نمیکنه و یهکم ماست و از این جور چیزا میریزه جلوشون و اونا هم میخورن و اتفاقاً خوششون هم میاد.
همینا دیگه. بقیهش رو هم بعداً تعریف میکنم.
11:01 PM