January 11, 2010

٭
دیشب خواب عزیزو دیدم. یه لباس سفید پوشیده بود و سراغ آقاجونو می‌گرفت. رفت دست آقاجونو گرفت و بلندش کرد. می‌گفت می‌خوام با خودم ببرمت. خلاصه کل خانواده شستشون خبردار شد و کتک مفصلی به عزیز زدن.


 
........................................................................................